تبلیغات
*** دنیای نابینایان*** - بازگشت
*** دنیای نابینایان***
نابینایی ناتوانی نیست, بیا بهتر ببینیم

بهبه دوستای گلم.
احوالاتتون خوبه که انشا الله?
شوخی شوخی دو سال گذشت به همین سادگی. عمر آدمی رو میبینید؟
بعد از کلی وقت دوباره تصمیم گرفتم یه سرو سامونی به این کلبه درویشی بدم.
بلاخره هنوزم دوستایی هستن که من ناچیز رو فراموش نکردن و به اینجا سر میزنن. بهتره منم بیمعرفتی نکنم و رسم مهمون نوازی رو بجا بیارم.
توی این دو سال چه ها که پیش نیومد, البته من که هنوز سُر و مُر و گنده در خدمتتونم ولی خیلیا هم از ترکش مشکلات جون سالم به در نبردن.
یادم میاد چند سال پیش که رفته بودم تهران کیفم گرفت سوار مترو شم. گفتم اینقدر مترو مترو میگن به هر حال برای یه بار هم که شده بریم یه عرض ادبی کنیم.
پیشنهادو دادیمو بقیه هم موافقت کردن.
القصه ما وارد یکی از ایستگاههای مترو شدیمو بعد از گرفتن بلیت و این حرفا وارد جایگاه شدیم.
طبق برداشتی که من از محیط کردم اونجا یه سکوه بود که مسافرین همونجا منتظر قطار میشدن و پایین اون سکوه محل رفت و آمد قطارهای مترو بود و وقتی میخواستم سوار بشم متوجه شدم سکوه فقط با یه پله کوچیک از جایگاه قطار جدا میشه و بینشون هیچ حفاظ قابل توجهی وجود نداشت.
به هر حال سوار شدیم, مترو هم لذتبخش بود ولی وضعیت سکوه و محل قطارها تا مدتی ذهن منو مشغول کرد.
همش به این فکر میکردم که اگه بدون همراه میرفتم به ایستگاه حتماً سرم به باد میرفت. قطارها که با سرعت میومدن و میرفتن, اگه یه وقت نمیتونستم سکوه رو از محل قطار تشخیص بدم و میفتادم توی چاله مترو دیگه خدا میدونست چی پیش میومد.
گذشت و گذشت تا حدوداً 9 ماه پیش که از طرف یکی از دوستام برام اس.ام.اس اومد.
نوشته بود خانم نابینایی به اسم هما بدر توی یکی از ایستگاههای مترو تهران موقع سوار شدن دوچار مشکل شده و به چاله مترو سقوط کرد و اتفاقی که نباید میفتاد افتاد.
طبق خبرهای جسته گریخته ای که میرسید ایشون بارها توی نشریات درباره ی مشکل مترو مطلب نوشته بود و خودشون هم یکی از منتقدین سر سخت به حساب میومدن
ولی چی بگم که صدای انتقادشون بعد از خاموش شدن همیشگی شنیده شد.
خبرهایی که بعد منتشر شد نشون میداد که این بحث به مجلس کشیده شده و رئیس سازمان مهزیستی و مدیر آمال مترو هم با هم مذاکراتی کردن و قرار شد که اقداماتی رو انجام بدن.
خوب, من که دیگه تهران نرفتم که ببینم آیا تغییرات قابل توجهی انجام شده یا نه ولی همینجا از مسئولین میخوام که توی هر خدمترسانی که انجام میدن یکمی هم به افراد با شرایط خاص توجه کنن.
یکی از الگوهایی که دم دست هست قانون جامع حمایت از حقوق معلولانِ.
برای مثال ماده 2 این قانون میگه:
کلیه ی وزارتخانه ها, سازمانها و مأسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای انقلابی موظفند در طراحی, تولید و احداس ساختمانها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهرمندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.
از نظر من فقط رعایت همین یه ماده میتونه 80 درصد مشکلات ما رو حل کنه.
امیدوارم که از این به بعد شاهد اقدامات بهتری باشیم.
اما مورد بعدی که میخوام بهش اشاره کنم راه حل جدیدیه که برای درمان شبکیه چشم اومده.
حدوداً دو ماه پیش بعد از چند سال رفتم چشم پزشکی, تا هم یه معاینه جدید انجام بدم و هم ببینم خبر تازه ای توی عالم چشم پزشکی هست یا نه.
اونجا دکتر بهم گفت که جدیداً یه نوع شبکیه مصنوعی اختراع شده که میتونه بینایی رو تا حد زیادی برگردونه و ما تقریباً از شهریور امسال یعنی سال 90 عمل پیوند رو توی ایران شروع میکنیم.
بعد یه سری کپسول و قطره برام نوشت که تا اون موقع مصرف کنم.
این قطعاً یه پیشرفت بزرگیه, چون خیلی وقت بود که اقدام چشمگیری رو در مورد شبکیه انجام نداده بودن ولی من یکی که برای انجام این عمل خیلی دودلم برای این عمل.
برای اینکه اولاً فکر نمیکنم عمل ارزونی باشه و طبق نتایجی که از سرچ توی اینترنتی به دست اوردم قیمت این تراشه توی اروپا صرف نظر از هزینه عملش 50000 یورو هست.
ممکنه بگید خوب میرزه در عوض بیناییت رو به دست میاری. ولی من ترجیح میدم بعد از عمری وقتی چشمم رو باز میکنم بتونم از زندگی بیشتر لذت ببرم نه اینکه توی دریای فقر غرق شم.
دلیل دومم اینه که این شبکیه مصنوعی و قطعاً مثل یه شبکیه واقعی کار نمیکنه.
شاید نصف مشکل رو حل کنه ولی ممکن با انجام این عمل, خودم رو از روشهای بهتری که میاد محروم کنم.
آخه روشهای درمانی بهتری هم هست که داره روش کار میشه. مثلاً استفاده از سلولهای بنیادی که اگه به نتیجه برسه محشره.
چون توی اون روش شبکیه به شکل طبیعی ترمیم میشه و خبری از عضو مصنوعی نیست.
من که یه عمر این مشکل رو داشتم, چند سال دیگه انتظار ضرری نداره.
شما هم بهم مشورت بدین تا بتونم راه درست رو انتخاب کنم.
البته چیزایی که نوشتم نظر منِ و نمیگم که بقیه دوستان همنوع  مثل من به این قضیه نگاه کنن.
خوب دیگه زیاد پرچونگی کردم. بهتره بقیه حرف و حدیثها رو بزارم برای بعد.
دوستون دارم, فراموشم نکنید.




طبقه بندی: پیشرفتهای علمی برای نابینایان،  درباره ی نابینایان بیشتر بدانیم، 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 خرداد 1390 توسط احسان
()یادگاری
من و هدفم

جستجو

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسنده

موضوعات

[ نظر سنجی شما ]

دوستان دنیای ما

صفحات جانبی

آمار دنیای ما


برای حمایت از ما و دریافت اطلاعات بیشتر بر روی تبلیغات زیر کلیک نمایید